وقتهایی که دل ادم گناه میخواد
وقتهایی که آدمها دلت رو شکستن و میخوایی بری تو لاک خودت و غم رو قبول کنی
وقتهایی که صبرتو از دست میدی و ناکامیهای گذشته ات میاد جلو چشات
وقتهایی که شب با کوله باری از خستگی میایی خونه در حالیکه روز رو با پادویی کردن سپری کردی
وقتهایی که حوصله دم کردن یه قوری چایی رو نداری
خدایا به من عزت ببخش تا بتونم برم در یه فرشته ای رو بزنم و ازش خواستگاری کنم و این تنهایی رو تبدیل کنم
به زندگی عاشقانه با زمزمه هایی عاشقانه تر از لبان دوتا بال عاشق بر دامن پرمهرت،سجدهایی عاشقانه تر...
گو یارب از این گزاف کاری توفیق دهم به رستگاری...
برچسب:
نویسنده: باربد عباسیان